وب گردی

حضرت مهدی (عج)؛ نامی که جهان را به فردا وصل می‌کند

باشگاه خبرنگاران جوان – ولادت حضرت مهدی(عج)، دوازدهمین امام شیعه دوازده‌امامی، نه فقط یادآور تولد انسانی مقدس، بلکه یادآور یک وعده ناتمام در تاریخ بشر است؛ وعده‌ای که هنوز محقق نشده، اما زنده مانده است.

محمدبن‌حسن عسکری(ع)، مشهور به امام مهدی(عج)، امام زمان و حجت‌بن‌الحسن، در سال ۲۵۵ قمری دیده به جهان گشود؛ تولدی که از همان آغاز، با پنهان‌کاری، تهدید و اضطراب همراه بود. تولدی که باید مخفی می‌ماند، چراکه حکومت عباسی سال‌ها بود در جست‌وجوی «مهدی موعود» به سر می‌برد؛ همان منجی‌ای که روایات، پایان‌بخش ظلم و ستم معرفی‌اش کرده بودند.

تولدی در سایه تعقیب

دوره امامت امام حسن عسکری(ع)، پدر امام زمان(عج)، مصادف بود با یکی از سخت‌ترین مقاطع فشار سیاسی بر شیعیان. خلافت عباسی، که از روایات آخرالزمانی آگاه بود، تولد فرزند امام یازدهم را خطری بالقوه برای بقای خود می‌دانست. به همین دلیل، ولادت امام مهدی(عج) نه در میدان‌های عمومی، که در خفا و با دایره‌ای محدود از شاهدان رخ داد.

بر اساس منابع شیعه، جز چند تن از یاران خاص امام حسن عسکری(ع)، کسی موفق به دیدار نوزاد نشد. حکیمه خاتون، دختر امام جواد(ع)، از جمله راویان اصلی این واقعه است؛ زنی که همزمان با چهار امام زندگی کرد و روایت‌های او، یکی از ستون‌های تاریخی ولادت امام زمان(عج) به‌شمار می‌آید.

با شهادت امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ قمری، جامعه شیعه وارد مرحله‌ای حساس شد. غیبت فرزند امام یازدهم، پرسش‌ها و تردیدهایی را میان شیعیان پدید آورد. برخی از آنان، به دلیل عدم شناخت عمومی از وجود امام دوازدهم، دچار سردرگمی شدند و همین فضا، زمینه‌ساز شکل‌گیری فرقه‌هایی در درون جامعه شیعه شد.

در این میان، جعفربن‌علی، عموی امام زمان(عج)، با ادعای امامت، تلاش کرد خود را جانشین معرفی کند؛ شخصیتی که در منابع روایی شیعه با عنوان «جعفر کذاب» شناخته می‌شود. او نه‌تنها وجود فرزند امام عسکری(ع) را انکار کرد، بلکه با تحریک دستگاه خلافت، تلاش نمود مسیر امامت را به انحراف بکشاند.

توقیعاتی که تشیع را سرپا نگه داشت

در چنین شرایطی، توقیعات امام زمان(عج) نقشی تعیین‌کننده ایفا کردند. این نامه‌ها که از سوی امام و از طریق نواب خاص به دست شیعیان می‌رسید، نه‌تنها ارتباط میان امام و پیروانش را حفظ کرد، بلکه هویت تشیع دوازده‌امامی را تثبیت نمود.

در دوره غیبت صغرا، امام زمان(عج) از طریق چهار نائب خاص-عثمان‌بن‌سعید، محمدبن‌عثمان، حسین‌بن‌روح و علی‌بن‌محمد سمری- با شیعیان در ارتباط بود. این ارتباط تا سال ۳۲۹ قمری ادامه یافت؛ سالی که با درگذشت آخرین نائب خاص، دوره غیبت کبرا آغاز شد.

خورشیدی پشت ابر

از همان آغاز غیبت کبرا، پرسش درباره «چگونگی حضور امام» به یکی از مهم‌ترین مباحث کلامی شیعه بدل شد. پاسخ این پرسش، در تشبیهی ماندگار خلاصه شد: خورشید پشت ابر. حضوری نادیدنی، اما مؤثر؛ غایب از دیدگان، اما زنده و جاری در حیات معنوی جامعه.

عالمان شیعه، درباره عمر طولانی امام زمان(عج)، تبیین‌های گوناگونی ارائه داده‌اند. از بررسی‌های زیستی درباره امکان طول عمر انسان گرفته تا استناد به نمونه‌های قرآنی همچون حضرت نوح(ع) که قرن‌ها زیست. این تبیین‌ها، تلاش کرده‌اند غیبت را نه به‌عنوان یک استثناء، بلکه در چارچوب سنت‌های الهی توضیح دهند.

باور به منجی آخرالزمان، محدود به شیعه نیست. اهل‌سنت نیز شخصی به نام «مهدی» را منجی می‌دانند و او را از نسل پیامبر اسلام(ص) معرفی می‌کنند. اختلاف دیدگاه‌ها، بیشتر درباره زمان تولد اوست؛ برخی معتقدند هنوز متولد نشده و برخی دیگر از جمله علمایی چون سبط ابن‌جوزی و ابن‌طلحه شافعی همانند شیعه، مهدی موعود را فرزند امام حسن عسکری(ع) می‌دانند که در سال ۲۵۵ قمری متولد شده است. این اشتراک اعتقادی، نشان می‌دهد مسئله مهدویت، فراتر از یک مذهب خاص، به دغدغه‌ای انسانی و فراگیر بدل شده است.

انتظار؛ یک مفهوم زنده

در فرهنگ شیعه، انتظار فرج تنها به معنای چشم‌به‌راهی منفعلانه نیست. روایات، انتظار را کنشی فعال معرفی می‌کنند؛ حالتی از آمادگی، اصلاح و امید. منتظر، کسی است که آینده را باور دارد، حتی وقتی حال، تیره و تار است.

واژه‌هایی چون «منتظر دولت حق»، «متوقع فرج» و «اولیاءالله» در احادیث، جایگاه منتظران را تا حد یاران پیامبر(ص) در بدر بالا می‌برد. انتظار، در این معنا، نوعی زیستن است؛ زیستنی بر مدار امید.

در طول قرون، ادعیه و زیارات متعددی برای ارتباط معنوی با امام زمان(عج) در عصر غیبت نقل شده است. دعای فرج، دعای عهد، دعای ندبه، زیارت آل‌یاسین، زیارت ناحیه مقدسه و نماز امام زمان، هر یک به‌نوعی زبان گفت‌وگوی شیعیان با امام غایب خود بوده‌اند. این ادعیه، تنها متون مذهبی نیستند؛ اسنادی هستند از تداوم یک رابطه، حتی در غیاب دیدار.

مکان‌هایی که به نام انتظار نفس می‌کشند

سرداب غیبت در سامرا، مسجد سهله در کوفه و مسجد جمکران در قم، از جمله مکان‌هایی هستند که در فرهنگ شیعه به امام زمان(عج) منسوب شده‌اند. این مکان‌ها، فارغ از مباحث تاریخی، به نمادهایی از امید جمعی بدل شده‌اند؛ نقاطی که انتظار در آن‌ها، صورت عینی به خود گرفته است.

روایت یک هویت

امام دوازدهم شیعیان، با القاب و نام‌های متعددی شناخته می‌شود؛ از «مهدی» و «قائم» گرفته تا «بقیهالله» و «صاحب‌الزمان». محدث نوری، در کتاب نجم الثاقب، بیش از ۱۸۰ لقب برای امام برشمرده و در منابع دیگر، این تعداد حتی به بیش از ۳۰۰ عنوان رسیده است. این تنوع القاب، نشان‌دهنده ابعاد گوناگون شخصیتی است که شیعه، قرن‌هاست با او زندگی می‌کند؛ امامی که هم «منتظر» است و هم «منتَظَر».

وعده‌ای که از کربلا تا آخرالزمان امتداد دارد

باور به مهدویت، در منابع روایی شیعه، تنها یک اعتقاد تاریخی نیست؛ وعده‌ای است که از زبان پیامبر اسلام(ص) و اهل‌بیت(ع) بارها تکرار شده و با آینده بشر گره خورده است. شیخ صدوق در منابع خود، از امام حسین(ع) روایتی نقل می‌کند که در آن، امام دوازدهم به‌عنوان آخرین حلقه زنجیره هدایت معرفی می‌شود؛ حلقه‌ای که قرار است تاریخ را به نقطه تعادل بازگرداند.

امام حسین(ع) در این روایت، از دوازده مظهر هدایت سخن می‌گوید که نخستین آن‌ها امیرالمؤمنین علی(ع) و آخرین‌شان، فرزند اوست؛ امامی که «حق را برپا خواهد داشت» و به‌واسطه او، زمین مرده دوباره جان خواهد گرفت. در این روایت، غیبت امام مهدی(عج) نه به‌عنوان یک خلأ، بلکه به‌مثابه یک آزمون بزرگ توصیف شده است؛ آزمونی که در آن، گروهی از ایمان بازمی‌گردند و گروهی دیگر، با وجود تکذیب و آزار، بر باور خود می‌ایستند.

در همین روایت، جایگاه منتظرانِ صبور به‌روشنی ترسیم می‌شود؛ آنان که در دوران غیبت، در برابر تردیدها و فشارها ایستادگی می‌کنند، هم‌سنگ مجاهدانی دانسته شده‌اند که با شمشیر در کنار پیامبر اسلام(ص) جنگیده‌اند. تعبیری که نشان می‌دهد انتظار، در منطق شیعه، هزینه دارد و صبر، بخشی از ایمان است.

حکومت جهانی؛ رؤیا یا وعده؟

در اندیشه شیعی، تحقق حکومت واحد جهانی تحت رهبری امام غائب، امری حاشیه‌ای یا نمادین نیست؛ بلکه ضرورتی اعتقادی است که روایات متعددی بر آن دلالت دارند. این حکومت، نه محدود به جغرافیای خاص، که فراگیر و جهانی توصیف شده است؛ حکومتی که قرار است عدالت را جایگزین بی‌عدالتی‌های انباشته تاریخ کند.

پیامبر اسلام(ص) در روایتی مشهور، حتی کوتاه بودن عمر جهان را مانعی برای تحقق این وعده نمی‌داند. به‌گفته ایشان، اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند همان یک روز را چنان طولانی خواهد کرد تا مهدی موعود ظهور کند. در ادامه این روایت، از نزول عیسی‌بن‌مریم(ع) و نماز گزاردن او پشت سر امام مهدی سخن گفته می‌شود؛ تصویری نمادین از وحدت ادیان الهی در سایه عدالت نهایی.

بر اساس همین روایت، حکومت حضرت مهدی(عج) مرز نمی‌شناسد و شرق و غرب عالم را دربرمی‌گیرد؛ توصیفی که مهدویت را از یک باور صرفاً مذهبی، به افقی جهانی و انسانی پیوند می‌زند.

جهانی که گرسنه نخواهد ماند

روایات مربوط به عصر ظهور، تنها به سیاست و حکومت محدود نمی‌شوند. در توصیف دولت مهدی(عج)، از جهانی سخن گفته شده که در آن، قحطی، فقر و محرومیت جای خود را به وفور نعمت می‌دهد. تصویری که در تضاد آشکار با وضعیت امروز جهان قرار دارد؛ جهانی که هر روز، خبر مرگ انسان‌ها بر اثر گرسنگی و کمبودهای اولیه، از گوشه‌وکنارش مخابره می‌شود.

در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) آمده است که با ظهور مهدی، آسمان باران خود را فرو می‌ریزد و زمین، هیچ‌یک از روییدنی‌هایش را پنهان نمی‌کند. این تعبیر، فراتر از یک توصیف طبیعی، نشانه‌ای از برقراری توازن میان انسان، طبیعت و عدالت دانسته شده است؛ توازنی که در عصر غیبت، گویی از دست رفته است.

در این چارچوب، انتظار ظهور امام زمان(عج) به معنای چشم‌دوختن منفعلانه به آینده نیست؛ بلکه زیستن آگاهانه در فاصله میان وعده و واقعیت است. فاصله‌ای که با صبر، پایداری و امید پر می‌شود. روایات، منتظران را نه تماشاگر، بلکه بازیگران این دوره می‌دانند؛ کسانی که با ایستادگی در برابر تکذیب‌ها، بخشی از تاریخ انتظار را می‌سازند.

نیمه‌شعبان، یادآور همین معناست؛ تولد امامی که غایب است، اما باور به او، هنوز در متن زندگی میلیون‌ها انسان جریان دارد. امامی که وعده‌اش، جهان را به آینده‌ای روشن‌تر پیوند زده است.

وقتی شعر، زبان انتظار می‌شود

انتظار، فقط در متون روایی و احادیث خلاصه نشده است؛ قرن‌هاست که شعر فارسی نیز بار این دلتنگی تاریخی را بر دوش می‌کشد. شاعران، آن‌جا که زبان تاریخ و روایت از توصیف احساس ناتوان مانده، به میدان آمده‌اند تا رنج غیبت و امید ظهور را در قالب واژه بریزند. در میان این صداها، شعر استاد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)، یکی از صریح‌ترین و جان‌سوزترین روایت‌های انتظار است.

شهریار، در این شعر، انتظار را نه مفهومی انتزاعی، بلکه تجربه‌ای زیسته تصویر می‌کند؛ انتظاری که با «شب سیاه»، «چشم سپیدشده»، «پیرِ دست‌به‌دیوار» و «آه یتیمان» گره خورده است. او امام غایب را مخاطب مستقیم قرار می‌دهد و بی‌پرده از رنجی می‌گوید که قرن‌هاست بر دل عاشقان نشسته است:

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

زگرد راه برون آ که پیر دست به دیوار

به ‌اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت

بیا که این رمد چشم عاشقان تو ‌ای شاه

نمی‌رمد مگر از توتیای گرد سپاهت

بیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیست

تویی که سوده کمربند کهکشان به کلاهت

جمال چون تو به چشم و نگاه پاک توان دید

به روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهت

در انتظار تو می‌میرم و در این دم آخر

دلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهت

اگر به باغ تو گل بردمید و من به دل خاک

اجازتی که سر برکنم به جای گیاهت

تنور سینه ما را ‌ای آسمان به حذر باش

که روی ماه سیه می‌کند به دوده آهت

کنون که می‌دمد از مغرب آفتاب نیابت

چه کوه‌های سلاطین که می‌شود پَر کاهت

تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی

که سر جهاد تویی و خداست پشت پناهت

خدا وبال جوانی نهد به گردن پیری

تو شهریار خمیدی به زیر بار گناهت

منبع: مهر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا