مجسمه مشهور شاه را این کارگر سرنگون کرد
۱۳:۳۱ – ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
باشگاه خبرنگاران جوان – در میان تصاویر ماندگار انقلاب اسلامی، صحنه سقوط مجسمه محمدرضا شاه پهلوی در میدان توپخانه تهران، جایگاهی ویژه دارد؛ تصویری که طی سالهای پس از پیروزی انقلاب بارها بازنشر شده و به نمادی روشن از فروپاشی اقتدار رژیم پهلوی تبدیل شده است. این تصویر تاریخی، نه فقط یک لحظه نمادین، بلکه بازتاب نقش مستقیم مردم و اقشار زحمتکش در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی است.
در کانون این واقعه تاریخی، نام جواد ترابی قرار دارد؛ کارگری جوان از استان لرستان که برای تأمین معیشت خانوادهاش به تهران مهاجرت کرده بود. او اهل شهر الشتر بود و در سالهای منتهی به انقلاب، بهعنوان آرماتوربند در پروژههای ساختمانی پایتخت فعالیت میکرد؛ شغلی سخت که نیازمند کار در ارتفاع و تسلط بر سازههای فلزی و بتنی بود.ترابی در آن زمان ۲۲ سال داشت و اگرچه تازه ازدواج کرده بود، اما به دلیل شرایط اقتصادی، همسرش را در لرستان گذاشته و برای کار راهی تهران شده بود؛ تصمیمی که سرنوشت او را با یکی از ماندگارترین صحنههای تاریخ انقلاب اسلامی گره زد.
روزهای حضور جواد ترابی در تهران با اوجگیری اعتراضات مردمی علیه رژیم پهلوی همزمان بود. خیابانهای پایتخت صحنه تظاهرات گسترده، شعارهای ضدسلطنتی و حضور پررنگ نیروهای امنیتی شده بود.او بعدها در روایت خود از آن روزها میگوید:«صبحها همراه مردم شعار میدادم و وقتی گارد حمله میکرد، به محل کارم میرفتم و کارگری میکردم.»این روایت، تصویری روشن از حضور بیادعای اقشار کارگر در متن تحولات انقلابی است؛ مردمی که بدون وابستگی سازمانی، نقش تاریخی خود را ایفا کردند.
میدان توپخانه؛ نماد اقتدار شاهنشاهی
میدان توپخانه تهران در دوران پهلوی، یکی از نمادینترین میدانهای پایتخت بهشمار میرفت. نصب مجسمه بزرگ شاه در این میدان، بخشی از تلاش رژیم برای القای قدرت و ثبات سیاسی بود. این مجسمه، نمادی از حکومتی بود که سالها با اتکا به حمایت خارجی و سرکوب داخلی بر کشور حاکم بود.اما در روزهای پایانی رژیم پهلوی، همین نماد به یکی از کانونهای خشم مردمی تبدیل شد؛ خشم انباشتهای که در بهمن ۱۳۵۷ به اوج خود رسید.جواد ترابی که در ساختمانی چندطبقه حوالی شمسالعماره مشغول کار بود، با مشاهده تجمع گسترده مردم در میدان توپخانه، تصمیم گرفت اقدامی عملی انجام دهد. تجربه کار در ارتفاع و شناخت سازههای فلزی، به او این امکان را داد که راهی برای سرنگونی مجسمه بیابد.با وجود حضور نیروهای مسلح، او با تهیه پتک، سیم بکسل و هماهنگی برای استفاده از یک خودرو، پایههای مجسمه را هدف قرار داد؛ پایههایی که با بتن و میلگرد مسلح شده بودند.
لحظه سقوط؛ ثبت یک تصویر ماندگار
با تخریب پایهها و کشیده شدن سیم بکسل، مجسمه شاه در میان فریاد «اللهاکبر» مردم فرو ریخت. پس از سقوط، جواد ترابی بر بالاترین نقطه ایستاد و تصویر امام خمینی(ره) را در دست گرفت؛ صحنهای که توسط دوربینها ثبت شد و به یکی از شناختهشدهترین تصاویر انقلاب اسلامی تبدیل گردید.این تصویر، بهسرعت در داخل و خارج از کشور بازتاب یافت و به نمادی از پایان اقتدار شاهنشاهی بدل شد.
بازتاب سراسری یک اقدام مردمی
سقوط مجسمه شاه در میدان توپخانه، تنها یک رویداد محلی نبود. بازتاب گسترده این اقدام، موجی از تحرک مردمی را در دیگر شهرهای ایران ایجاد کرد. در روزهای پایانی حکومت پهلوی، تخریب مجسمهها و نمادهای سلطنتی به حرکتی فراگیر در سراسر کشور تبدیل شد.در مشهد، مردم با حضور گسترده در میدانهای اصلی، مجسمههای شاه را پایین کشیدند.در اصفهان، دانشجویان، بازاریان و کارگران در اقدامی مشترک، نمادهای شاهنشاهی را از سطح شهر جمعآوری کردند.در تبریز، این اقدام ادامه روند اعتراضاتی بود که از ماهها قبل آغاز شده بود.در شهرهایی چون شیراز، اهواز، رشت و کرمانشاه نیز، مردم با روشهای مختلف، نشانههای حکومت پهلوی را از فضاهای عمومی حذف کردند.
معنای تاریخی سقوط مجسمهها
سرنگونی مجسمههای شاه در سراسر ایران، بهویژه سقوط معروفترین آنها در میدان توپخانه تهران به دست یک کارگر لرستانی، صرفاً تخریب یک سازه فلزی نبود؛ بلکه نشانه فروپاشی مشروعیت نمادین رژیم پهلوی در ذهن مردم بود.
این حرکتها، پیام روشنی داشت: اقتدار سیاسی بدون پشتوانه مردمی، حتی اگر در قالب مجسمههای عظیم جلوه کند، پایدار نخواهد ماند.چند روز بعد، با بازگشت امام خمینی(ره) به کشور و اوجگیری قیام مردمی، انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و نظام شاهنشاهی برای همیشه به تاریخ پیوست.روایت سقوط مجسمه شاه در میدان توپخانه، امروز یادآور نقش تعیینکننده مردم عادی در تحولات بزرگ تاریخی است؛ روایتی که نشان میدهد انقلاب اسلامی، از دل اراده مردمی برخاست که با ایمان، همبستگی و شجاعت، مسیر تاریخ ایران را تغییر دادند.
منبع: فارس
