ژست مذهبی «رضا پهلوی» و کارنامه سیاه رژیم پهلوی

۱۵:۰۰ – ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
باشگاه خبرنگاران جوان – اخیراً رضا پهلوی در صفحات و کانالهایش در شبکههای اجتماعی، طی یک پیام، قشر مذهبی جامعه ایرانی را مخاطب قرار داده و سعی کرده است تا خود را به نوعی دلسوز و داعیهدار اسلام و مذهب شیعه نشان دهد. رضا پهلوی در بخشی از این پیام، نه تنها سعی دارد مذهب شیعه را از جمهوری اسلامی جدا کند، بلکه میکوشد تا این مقوله مهم را برای خود نیز مصادره کند و به نوعی آن را تصاحب کند.
آنچه که بهوضوح پیداست، این است که رضا پهلوی تاکنون تکیهاش نه قشر مذهبی جامعه، بلکه روی غیرمذهبیها و حتی ضدّمذهبیها بوده است و به عبارتی، طرفداران رضا پهلوی را هیچگاه مذهبیها شکل ندادهاند. اکنون میبینیم پهلوی در پیامش سعی دارد با مذهبیها سخن بگوید و آنها را به سوی خود بکشاند؛ وی در این پیام نوشته: «پیام من به شیعیان مومن… این است که اگر دغدغه دین دارید و میخواهید در آینده ایران در آرامش و در قالبی غیرسیاسی و شخصی، مناسک دینی خود را دنبال کنید…».
اما جدا از اینگونه رفتارها، موضعگیریهای سیاسی و تظاهر به دلسوزی برای اسلام و شیعه توسط رضا پهلوی ـ که برای کسی باورپذیر نیست ـ باید یادآور شد که این اگر واقعاً خود را داعیهدار تشیّع میداند، ابتدا باید از پدربزرگش یعنی رضاخان، اعلام برائت کند. چراکه رضاخان در طول سلطنتش، کارهایی علیه مذهب شیعه انجام داده که در تاریخ ثبت شده و هرگز از صفحات تاریخ ایران و اسلام پاک نخواهد شد.
یکی از اقدامات رضاشاه علیه شیعه، دستور حمله به حرم مطهر امام رضا (ع) و تیرباران این مکان مقدس بود. در خاطرات امیر اسدالله علم میخوانیم که چگونه زائران و تظاهرکنندگان ایرانی را در تیر ۱۳۱۴ شمسی در مرقد امام رضا در مشهد قتلعام کردند. در جریان آن، به گفتهٔ «اسدالله علم»، با تیربار به خاک و خون افکندند؛ هرچند براساس گزارشهای سیاسی سفارت آمریکا معلوم میشود که شمار کشتگان با گلوله تیربارهای رژیم بسیار بیشتر است که عَلم ادعا کرده است. (محمدقلی مجد، رضاشاه و بریتانیا، صفحه ۴۳.)
باقر عاقلی، تاریخپژوه و تاریخنگار، در کتاب «رضاشاه و قشون متحدالشکل» مینویسد: «سرتیپ ایرج مطبوعی در سال ۱۳۱۴، فرمانده لشکر ۹ مشهد بود. در تابستان این سال مردم مشهد در اعتراض به قانون متحدالشکل شدن البسه و تغییر کلاه که همه میدانستند مقدمه کشف حجاب است، در مسجد گوهرشاد و دو صحن حرم امام رضا (ع) تحصن کردند. پس از دو روز تحصن، رضاشاه دستور داد که همه متحصنین محکوم به اعداماند و امشب اگر دههزار نفر هم کشته شوند، باید آستانه و مسجد فتح شود. بر اساس این دستور، سرتیپ مطبوعی، سرهنگ قادری را با اختیار کامل مأمور اجرای این دستور کرد.
ساعت ۱۲ ظهر سربازان به سمت حرم حرکت کردند. درِ مسجد را که از داخل قفل شده بود، با چند پتک شکستند و سربازان وارد شدند… شلیک در داخل شبستانها و راهرو و هر دو صحن حدود سه ساعت به طول انجامید. سرهنگ قادری واقعاً کمال رذالت را در آدمکشی از خود بروز داد. او چندین بار دستور فرمانده لشکر را مبنی بر قطع تیراندازی نادیده گرفت. روی هم رفته قریب دو هزار نفر مقتول و زخمی شدند. در آن شب هولناک رضاشاه تا آخر شب که ختم واقعه مسجد گزارش شد، پای تلگراف نشسته بود و گزارشها را دقیقه به دقیقه دریافت میکرد». (باقر عاقلی، رضاشاه و قشون متحدالشکل، ص ۳۶۰ - ۳۶۳.)
جالب توجه است که رضا پهلوی در بخشی از پیامش، بهگونهای وعده آزادی انجام مناسک مذهبی در فضایی آرام را به مردم میدهد که گویا در حال حاضر برای انجام این مناسک، با محدودیت یا ممنوعیت مواجه هستند. درواقع این پیام رضا پهلوی واقعاً مایه تعجب است؛ چراکه در دوران رضاخان بود که برگزاری مراسمات مذهبی مانند عزاداری در ماه محرم، ممنوع اعلام شده بود.
محمد قلی مجد، مدرس مرکز خاورمیانه دانشگاه پنسیلوانیا، در کتاب «رضاشاه و بریتانیا» مینویسد: «استعمال کلاه پهلوی و اجرای برنامه کشف حجاب زنان بخشی از یک کارزار مستمر غربزدگی به حساب میآمد که هدف اصلی آن، تضعیف اسلام و علما بود. در اواسط فروردین ۱۳۱۴ شمسی، دولت محدودیتهای سفت و سختی را برای برگزاری مراسم عاشورای حسینی، حزنانگیزترین روز عزاداری که به مناسبت شهادت امام حسین[علیهالسلام] برگزار میشود، وضع کرد. راه افتادن دستههای عزاداری ممنوع شد».
همچنین، محمدعلی کاتوزیان ، عضو دانشکده مطالعات شرقی دانشگاه آکسفورد ، در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران مدرن: استبداد و شبه مدرنیسم» مینویسد: «برگزاری مراسم عزاداری عمومی در ۱۰ روز اول ماه محرم که شیعیان برای شهادت امام حسین [علیهالسلام] عزاداری میکنند، غیر قانونی اعلام شد؛ بهعلاوه همه تجمعات دینی که واعظ در آن از زندگی و سیرهٔ حضرت محمد (ص) و شهدای شیعه سخن بگوید، چه در خانهها و چه در مساجد، در تمامی طول سال ممنوع شد. درواقع اگر در ماه محرم آخوندی در خیابانها با عجله درحال عبور دیده میشد، چه بسا دستگیر میشد؛ زیرا میتوانست درحال رفتن به روضهخوانی باشد! گاه مأموران دولتی مراسم عزاداری مردم عادی برای درگذشتگانشان را با روضه اشتباه میگرفتند و به آن حملهور میشدند».
منبع: فارس