۱۰ برند بزرگ جهان با لوگوهایی که بیش از حد به هم شبیهاند

شباهت در طراحی لوگو، همیشه نتیجه تقلید مستقیم نیست؛ اما وقتی این شباهت به سردرگمی مخاطب، دعوای حقوقی یا تغییر هویت بصری منجر میشود، دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. از الهامهای ملی و استعارههای جهانشمول گرفته تا مینیمالیسم افراطی و تصادف طراحی، این گزارش ۱۰ نمونه از برندهای بزرگ را بررسی میکند که لوگوهایشان بیش از حد به هم شبیه شدهاند.
به گزارش توسعه برند؛ لوگو، فشردهترین بیان هویت برند است؛ نشانهای که باید در یک نگاه، تمایز، معنا و اعتبار را منتقل کند. با این حال، محدود بودن دایره فرمها، رواج طراحی مینیمال و گرایش برندها به نشانههای ساده و تکحرفی، باعث شده است حتی شرکتهای بزرگ و باسابقه نیز گاه به مسیرهای بصری مشابه برسند. در این گزارش، ۱۰ نمونه شاخص از لوگوهای مشابه را مرور میکنیم؛ شباهتهایی که گاه بیحاشیه باقی ماندهاند و گاه پای وکلا، دادگاهها و بازطراحیهای پرهزینه را به میان کشیدهاند.
۱. پپسی و کرهایر؛ شباهتی ریشهدار در هویت ملی
لوگوی پپسی و نشان شرکت هواپیمایی کرهایر از نظر ترکیب رنگ و ساختار دایرهای شباهتی آشکار دارند. هر دو از سه رنگ قرمز، سفید و آبی استفاده میکنند و این انتخاب تصادفی نیست. پپسی از ابتدا رنگهای پرچم ایالات متحده را بهعنوان بخشی از هویت بصری خود به کار گرفت و کرهایر نیز با الهام از نماد «یین و یانگ» در پرچم کره جنوبی به ترکیبی مشابه رسید.
در این مورد، شباهت نه تقلید است و نه خطای طراحی؛ بلکه نتیجه استفاده آگاهانه از زبان رنگ ملی است. همین تفاوت ریشه مفهومی باعث شده این شباهت هیچگاه به چالش حقوقی یا بحران هویتی منجر نشود.
۲. فرمول یک و فوتورو؛ همپوشانی بصری در حوزهای حساس

لوگوی فرمول یک و نشان برند جوراب فوتورو، از خطوط مورب، فرمهای کشیده و حس حرکت و سرعت استفاده میکنند. این شباهت زمانی مسئلهساز شد که مشخص گردید هر دو برند در حوزههایی مرتبط با عملکرد بدنی و ورزش دیده میشوند.
برخلاف بسیاری از نمونههای دیگر، این پرونده به دعوای طولانی ختم نشد و دو طرف با توافقی دوستانه موضوع را حلوفصل کردند. این مثال بهروشنی نشان میدهد که شباهت بصری زمانی خطرناک میشود که «همپوشانی حوزه فعالیت» نیز وجود داشته باشد.
۳. ایربیانبی و آزوما؛ مینیمالیسم و خلق مستقل

لوگوی ایربیانبی که در سال ۱۳۹۳ معرفی شد، بهدلیل سادگی افراطی و بار نمادین خود بسیار مورد توجه قرار گرفت. اما سالها پیش از آن، شرکت ژاپنی آزوما در سال ۱۳۵۴ نشانهای با ساختار فرمی بسیار مشابه طراحی کرده بود.
با توجه به فاصله زمانی، تفاوت جغرافیایی و نبود هرگونه ارتباط مستند، این شباهت بهعنوان نمونهای از خلق مستقل در طراحی مینیمال تحلیل میشود؛ جایی که کاهش عناصر بصری، طراحان را ناخواسته به نتایج مشابه میرساند.
۴. هیئت ملی فیلم کانادا و کارگروه جهانی مجازی؛ استعاره «چشم ناظر»

هر دو لوگو از مفهوم چشم بهعنوان نماد نظارت، آگاهی و دیدن استفاده میکنند. یکی در حوزه سینما و تصویر، و دیگری در زمینه امنیت آنلاین کودکان.
با وجود شباهت بصری، تفاوت کامل مأموریت و مخاطب باعث شده این شباهت صرفاً یک تصادف مفهومی تلقی شود؛ نمونهای از کاربرد یک استعاره جهانی در دو بستر کاملاً متفاوت.
۵. استارباکس و استارپریا؛ وقتی برند کوچکتر پیروز میشود

شباهت لوگوی استارباکس با نشان برند کرهای استارپریا، به یکی از پروندههای مهم حقوقی در حوزه برندینگ قهوه تبدیل شد. هر دو لوگو از ترکیب دایرهای و چهره زنانه بهره میبردند.
دادگاه مالکیت فکری کره جنوبی در نهایت به نفع استارپریا رأی داد و استارباکس مجبور شد لوگوی خود را در این بازار تغییر دهد. این پرونده نشان داد که قدرت برند جهانی، همیشه تعیینکننده نتیجه نیست.
۶. اوبونتو و بنیاد حقوق بشر؛ زبان مشترک انسانمحور

لوگوی اوبونتو و نشان بنیاد حقوق بشر، هر دو از تصویر حلقهای از انسانها استفاده میکنند. اوبونتو این نماد را به همکاری و متنباز بودن پیوند میزند، در حالی که بنیاد حقوق بشر آن را بیانگر کرامت انسانی میداند.
شباهت، نتیجه استفاده از استعارهای جهانشمول است، نه تقلید یا رقابت بصری.
۷. گوچی و شنل؛ مونوگرام بهعنوان زبان لوکس

مونوگرامهای تکرارشونده و هندسی، بخشی از زبان کلاسیک مد لوکساند. گوچی و شنل هر دو از این سنت استفاده کردهاند، اما تفاوت در جزئیات، ریتم بصری و تاریخچه برند، هویت هر یک را متمایز کرده است.
اشاره به پرونده حقوقی گوچی با برند گس نشان میدهد که در صنعت مد، مرز الهام و تقلید همواره محل مناقشه است.
۸. بیتس و اشتات بروهل؛ تصادف طراحی در اوج سادگی

لوگوی بیتس با یک حرف «ب» درون دایره، همزمان حرف و تصویر هدفون را تداعی میکند. دههها پیش، همین ساختار برای هویت بصری شهر اشتات بروهل طراحی شده بود.
تفاوت زمان، مکان و کارکرد، این شباهت را به نمونهای کلاسیک از تصادف طراحی تبدیل میکند.
۹. سان مایکروسیستمز و کلمبیا؛ شباهت فرم، تفاوت عمق

لوگوی سان مایکروسیستمز با ایده نشان چرخشی متقارن طراحی شد؛ نشانهای که در هر زاویه خواناست. در مقابل، لوگوی کلمبیا از الگوی بافت پارچه الهام گرفته است.
شباهت ظاهری وجود دارد، اما عمق مفهومی لوگوی سان، آن را به اثری ماندگار در تاریخ طراحی تبدیل کرده است.
۱۰. پیپال و پاندورا؛ وقتی کاربر قاضی میشود

شباهت لوگوی پاندورا با نشان پیپال، بهویژه در آیکون اپلیکیشن، باعث سردرگمی گسترده کاربران شد. پیپال در پرونده سال ۱۳۹۶، بیش از صد صفحه واکنش کاربران را بهعنوان سند ارائه کرد.
توافق نهایی و بازطراحی لوگوی پاندورا، پایانی بود بر یکی از روشنترین نمونههای تأثیر شباهت بصری بر تجربه کاربر.