شکاف ۳۰ درصدی حقوق زنان و مردان در سال ۱۴۰۴؛ دلایل این اختلاف چیست؟

دادههای گزارش حقوق و دستمزد جابویژن ۱۴۰۵ نشان میدهد متوسط حقوق دریافتی زنان در سال ۱۴۰۴، فاصله قابلتوجهی با متوسط حقوق دریافتی مردان در بازار کار دارد.
به گزارش دنیای برند؛ طبق این گزارش متوسط حقوق ماهانه زنان ۸/۲۵ میلیون تومان بوده، درحالیکه این عدد برای مردان ۸/۳۶ میلیون تومان است؛ زنان بهطور متوسط ۳۰٪ کمتر از مردان درآمد داشتهاند.
این اختلاف ۱۱ میلیون تومانی، تنها به یک عامل محدود نمیشود و مجموعهای از عوامل شغلی و ساختاری در شکلگیری آن نقش داشتهاند.

سابقه و ارشدیت، مهمترین عوامل در شکاف درآمدی زنان و مردان
بخش اول این اختلاف درآمد را میتوان در تفاوتهای مرتبط با سرمایه انسانی جستوجو کرد.
براساس دادههای گزارش حقوق و دستمزد جابویژن، ۵/۲ میلیون تومان از شکاف مزدی ناشی از سابقه کاری بیشتر مردان است. این موضوع نشان میدهد مردان یا زودتر وارد بازار کار میشوند یا بهطور متوسط سالهای بیشتری در بازار کار باقی میمانند یا وقفههای شغلی کمتری دارند.
حضور پررنگتر مردان در موقعیتهای ارشد سازمانی، ۳/۲ میلیون تومان از این فاصله را توضیح میدهد. این دادهها نشان میدهد که مردان بیشتر از زنان به موقعیتهای مدیریتی یا سطوح بالاتر سازمانی دست پیدا میکنند. بنابراین بخشی از شکاف مزدی بازتابی از تفاوت در سرعت رشد شغلی است.
از سوی دیگر توزیع متفاوت زنان و مردان در گروههای شغلی هم در این موضوع اثرگذار است؛ ۵/۱ میلیون تومان از اختلاف درآمد زنان و مردان به دلیل انتخاب گروههای شغلی متفاوت بوده است. این موضوع میتواند نشاندهنده توزیع کمی نامتوازن زنان و مردان در مشاغل با سطوح درآمدی متفاوت باشد.
به بیان ساده، حتی اگر تبعیض مستقیمی در یک شغل خاص وجود نداشته باشد، تمرکز بیشتر مردان در مشاغل پردرآمدتر (مثلا برخی نقشهای فنی) و حضور بیشتر زنان در مشاغل با سطح درآمد متوسط، این شکاف را افزایش میدهد.
بزرگترین بخش شکاف مزدی مردان و زنان یعنی ۷/۴ میلیون تومان هم مربوط به سایر عوامل از جمله ساعات کار کمتر، قدرت چانهزنی یا سوگیری جنسیتی است. برای مثال تفاوت زنان و مردان در نحوه درخواست حقوق یا پذیرش پیشنهادهای شغلی میتواند در این موضوع تاثیرگذار باشد.
در مجموع این اعداد نشان میدهد بخش قابلتوجهی از شکاف حقوقی را میتوان با تفاوت در تجربه، جایگاه سازمانی و نوع شغل افراد توضیح داد.
این شکاف چه معنایی برای بازار کار دارد؟
با نگاه به عوامل تاثیرگذار بر این شکاف دستمزدی میتوان فهمید شکاف حقوقی در لحظه پرداخت حقوق شکل نمیگیرد؛ بلکه در طول مسیر شغلی ایجاد میشود. از ورود به بازار کار، انتخاب شغل توسط زنان و مردان، ماندگاری و بقا که هر کدام میتوانند به مرور فاصله ایجاد کنند.
به همین دلیل، حتی اختلافهای کوچک در هر مرحله، در نهایت به یک شکاف قابلتوجه در میانگین حقوق تبدیل میشوند.
ادامهدار بودن این مسیر میتواند بر رفتارهای شغلی در بازار کار اثر بگذارد. برای مثال ممکن است بر انتخاب مسیر شغلی یا ماندگاری افراد یا انگیزه برای ارتقا به سطوح بالاتر تاثیرگذار باشد، همچنین این تفاوتها میتواند بر ترکیب نیروی انسانی در سازمانها هم تاثیر بگذارد.
شکاف جنسیتی در دستمزدها صرفا یک عدد نیست؛ بلکه میتواند بازتابی از مجموعهای از نابرابریهای عمیقتر در ساختار بازار کار باشد که برای رفع آن نیاز به برنامهریزیهای هدفمند در سطح سیاستگذاری سازمانی وجود دارد.
نتیجه
دادههای گزارش حقوق و دستمزد ۱۴۰۵ جابویژن نشان میدهد شکاف ۳۰ درصدی میان زنان و مردان نتیجه یک عامل واحد نیست؛ بلکه از ترکیب تفاوت در سابقه کاری، ارشدیت، نوع شغل و مجموعهای از شرایط و رفتارهای کاری شکل میگیرد. همین چندلایه بودن موضوع باعث میشود تحلیل آن نیازمند نگاه دقیقتری به کل مسیر شغلی افراد باشد، نه فقط مقایسه یک عدد نهایی.
