صداقت «اعتراف میکنم» در اشاره به منبع اقتباس، ارزشمند است

سریال «اعتراف میکنم» به تهیهکنندگی رضا فتحاللهیپور و نیما حسنینسب و با کارگردانیهای مختلف در هر اپیزود، یکی از تازهترین سریالهای فیلمنت است که هر دوشنبه ساعت ۸ شب از این پلتفرم پخش میشود. «اعتراف میکنم» در ژانر جنایی پلیسی به بررسی و واکاوی پروندههای جنایی منحصربهفردی میپردازد تا مجرمان خطرناکی را وادار به اعتراف کند؛ پروندههایی که حل نشده باقی ماندند و مخاطبان را با چالشهای گرهگشایی از داستانهای پلیسی و حقوقی روبهرو میکند.
مینو خانی، منتقد سینما و مدرس دانشگاه، با اشاره به توضیح ابتدای تیتراژ درباره اقتباس از سریال «Criminal» و ساختهشدن چندین نسخه بومی از آن، چنین رویکردی را ارزشمند دانست و گفت: در همان قسمت نخست که سریال را دیدم، توضیحی که در ابتدای آن ارائه شده بود، توجهام را جلب کرد. صداقت سازندگان در شفافسازی بسیار ارزشمند است، بهخصوص اینکه در ادامه نیز تأکید میشود این اثر با داستانهای تخیلی ایرانی ساخته شده و «اعتراف میکنم» نسخه ایرانی همان سریال است.
خانی با تأکید بر اهمیت اشاره به منبع اولیه اثر افزود: اینکه سریال «اعتراف میکنم» با چنین توضیحی آغاز میشود، در وهله نخست برای مخاطب ارزشمند است؛ زیرا این توضیح اجازه نمیدهد مخاطبی که پیش از این نسخه اصلی را دیده، تصور کند سازندگان بدون اشاره به منبع، اثر را عیناً بازسازی کردهاند و آنها را متهم به سرقت محتوایی، فرمی یا موارد دیگر کند؛ اتفاقی که در تلویزیون خودمان بارها دیدهایم که عوامل سازنده حتی به نمونه غیرایرانی آن اشاره هم نمیکنند و وقتی مخاطب متوجه این موضوع میشود، همین مسئله نوعی دلزدگی ایجاد میکند.
فرم شبهتئاتری «اعتراف میکنم» و ضرورت صبوری مخاطب
این منتقد سینما در ادامه به فرم «اعتراف میکنم» اشاره کرد و گفت: به لحاظ ساختار و محتوا، این سریال فرمی شبهتئاتری دارد؛ یعنی داستان در فضاهای بسته اتفاق میافتد و ما تقریباً هیچ فضای بازی نداریم. در سه قسمت نخست، شخصیتها را از طریق خردهداستانهای هرکدام میشناسیم و در این روند با شخصیتها، داستانهای دیگر زندگیشان، مسائل خانوادگی و شرایطشان آشنا میشویم.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: باید کمی صبور باشیم و ببینیم ادامه داستان چگونه پیش میرود. هرچند هر قسمت داستان خاص خودش را دارد، اما در نهایت، به دلیل حضور بازیگران و شخصیتهای ثابت در طول سریال، با یک مجموعه روبروییم و نمیتوانیم این قسمتها را صرفاً به دلیل تفاوت داستانهایشان منفصل از یکدیگر ببینیم و باید در مجموع یک ارزیابی کلی از سریال داشته باشیم. بنابراین با توجه به اینکه تاکنون چهار قسمت را دیدهایم، برای ارائه چنین ارزیابیای کمی زود است.
خانی همچنین فرم متفاوت «اعتراف میکنم» نسبت به بسیاری از سریالهای جنایی را یکی از نکات مثبت آن دانست و گفت: با توجه به فرم متفاوت سریال نسبت به آثار مشابه، بهخصوص سریالهای جنایی که در سالهای اخیر میبینیم و آثاری که برای پلتفرمها ساخته میشوند، نبود صحنههای خشن در این سریال را نیز یک وجه مثبت میدانم.
«اعتراف میکنم» با پروندههای واقعی جذابتر میشد
وی با بیان اینکه شنیدن خبر کشتهشدن با دیدن صحنه کشتهشدن تفاوت دارد، تأکید کرد که نمایش چنین صحنههایی تأثیر بسیار زیادی بر روحیه مخاطب میگذارد و ادامه داد: بهطور مثال، سریال «زخم کاری» در ابتدا اصلاً به نظر نمیرسید قرار است اثری خشن باشد، چون موضوع اصلی آن پولشویی، مسائل اقتصادی و مواردی از این دست بود، اما خشونتی که در هر قسمت شاهد بودیم و یکی، دو نفر کشته میشدند و این قتلها را به شکل فجیع و با جزئیات میدیدیم، بسیار زیاد بود. به نظرم سازندگان به تأثیر چنین صحنههایی بر مخاطب و عادیسازی آن توجه نمیکنند. از سویی دیگر، وقتی با پروندههای جنایی و قضایی واقعی روبرو میشویم، ممکن است تصور کنیم مردم ذاتاً ظالم و خشن هستند؛ در حالی که بخشی از شکلگیری شخصیت افراد تحت تأثیر همین چیزهایی است که در رسانهها میبینند.
وی در ادامه افزود: با این حال، اگر داستانهای «اعتراف میکنم» خیالی نبود و براساس پروندههای جنایی واقعی ساخته میشد، به نظرم جذابتر بود. به نظرم وقتی یک اثر هنری اقتباس و بومیسازی میشود، بهتر است داستانهای آن نیز بومی باشند؛ بهگونهای که مخاطب با بخشی از فجایعی که در جامعه رخ میدهد، آشنا شود و همین موضوع میتواند به نوعی آموزههای اخلاقی و رفتاری برای او داشته باشد.
این مدرس دانشگاه در عین حال به دشواری دسترسی به پروندههای واقعی اشاره کرد و گفت: البته میدانم که دسترسی به داستانهای واقعی، آن هم در دستگاه قضا، دشواریها و ارتباطات خاص خودش را دارد و این ارتباط نیز در اختیار تعداد محدودی از فیلمسازان است.
مهدی هاشمی؛ بازیگری که با میمیک هم میتواند نقش را منتقل کند
در ادامه، خانی درباره کیفیت بازی بازیگران اظهار کرد: با توجه به شرایط سریال، باید این نکته را در نظر بگیریم که شخصیتهای اصلی و بازیگران آنها تا حد زیادی تحت تأثیر میزانسن و دکوپاژ قرار دارند. روژان رضوانیان به عنوان یک چهره تازه و بهار کاتوزی در کنار مهدی هاشمی و علیرضا ثانیفر، در حد بضاعت میزانسن و دکوپاژی که اثر در اختیارشان قرار میدهد، بازیهای معقولی دارند. شاید اگر فضا و امکان حرکت بیشتری برایشان فراهم بود، میتوانستند بهتر بازی کنند. اما به هر حال، مهدی هاشمی به لحاظ تجربه و سابقهای که دارد، ممکن است فقط در گوشهای بایستد، اما با میمیک صورتش بتواند تمام آن چیزی را که باید منتقل کند، منتقل کند.
حضور چهرههای شناختهشده و تأثیر آن بر جذابیت سریال
وی در ادامه درباره حضور چهرههای شناختهشده در هر اپیزود و تأثیر آن بر جذب مخاطب گفت: حضور چهرههای متنوع هم به جذابیت سریال کمک میکند. به نظرم ستاره پسیانی در اپیزود «خواب زمستانی» خوب بازی کرد. او تقریباً هیچ حرکتی نداشت و هر چیزی که قرار بود منتقل کند، باید در چهرهاش نشان میداد و بازی خوبی داشت. البته او این توانایی را پیشتر هم در فیلمهایی همچون «یدو» نشان داده بود. حضور لیلا زارع در اپیزود «درباره الی» خیلی پررنگ نبود و بیشتر تکجملههای اعتراضی داشت. من بازی خیلی خوبی از او ندیدم، اما دختر نوجوانی که نقش فرزند او را بازی میکرد، اتفاقاً توانست لحظههای خاصی ایجاد کند و آن موقعیت را به مخاطب منتقل کند.
وی در پایان تاکید کرد: در جمعبندی صحبتهایم باز به حرف اول بازمیگردم و معتقدم صداقت سازندگان در برخورد با نسخه اصلی سریال و احترام به مخاطب بسیار ارزشمند است و ای کاش هر اپیزود براساس داستانهای واقعی ساخته میشد که البته باید امکان آن را هم در نظر گفت، زیرا این خطوط قرمز و مرزهای فرهنگی فقط مختص ایران نیست و در همه جای دنیا وجود دارد.
مینو خانی، منتقد سینما

