گوناگون

تیتراژ شاه‌گل؛ جایی که قصه هنوز ادامه دارد

یک برنامه وقتی به تیتراژ پایانی می‌رسد، معمولا یعنی کار تمام شده است. موسیقی بالا می‌آید، اسم عوامل یکی‌یکی روی تصویر رد می‌شوند و مخاطب یا صفحه را می‌بندد یا منتظر قسمت بعد می‌ماند.

به گزارش توسعه برند؛ تیتراژ پایانی در بیشتر برنامه‌ها چیزی شبیه به یک امضای رسمی است؛ نشانه‌ای که می‌گوید قصه این قسمت به پایان رسیده. اما «شاه‌گل» چندان به این قاعده وفادار نیست. اینجا تیتراژ پایانی، پایان برنامه نیست، بلکه تازه بخشی از برنامه در آن شروع می‌شود.

«گل یا پوچ» هم پیش از این نشان داده بود که می‌توان با تیتراژ پایانی شوخی کرد و از آن چیزی بیشتر از عبور ساده اسم‌ها ساخت. اما «شاه‌گل» این ایده را یک قدم جلوتر برده است. وقتی تیتراژ شروع می‌شود، مخاطب با یک صفحه سیاه و اسامی عوامل مواجه نمی‌شود که فقط منتظر تمام شدنش باشد. تصویر همچنان زنده است و برنامه همچنان حرف برای گفتن دارد. انگار سازندگان تصمیم گرفته‌اند آخرین دقایق هر قسمت را هم از دست ندهند و درست در لحظه‌ای که مخاطب تصور می‌کند همه‌چیز تمام شده است، اطلاعات تازه‌ای به او بدهند.

این تصاویر صرفا پرکننده زمان تیتراژ نیستند. اتفاقا بخشی از آن‌ها می‌توانند نگاه ما به چیزی را که در طول قسمت دیده‌ایم تغییر دهند. ممکن است جزئیاتی از رفتار بازیکنان ببینیم که در جریان مسابقه متوجهشان نشده بودیم، واکنش‌هایی را ببینیم که از قاب اصلی برنامه بیرون مانده‌اند یا لحظاتی کوتاه از شخصیت آدم‌هایی که تا چند دقیقه قبل فقط آن‌ها را در قامت یک بازیکن می‌شناختیم. تیتراژ در اینجا تبدیل می‌شود به فرصتی برای اینکه دوباره به آدم‌های داخل برنامه نگاه کنیم؛ این بار نه فقط به عنوان شرکت‌کننده، بلکه به عنوان شخصیت.

این اتفاق اهمیت بیشتری پیدا می‌کند چون «شاه‌گل» اساسا برنامه‌ای است که بخش مهمی از جذابیتش به خود آدم‌ها وابسته است. بازی گل یا پوچ به تنهایی می‌تواند ساده باشد، اما چیزی که آن را برای تماشا کردن جذاب می‌کند، واکنش آدم‌هاست؛ اضطرابشان، اعتمادبه‌نفسشان، عصبانیت، شوخی، خنده، سکوت و لحظه‌ای که می‌فهمند شاید همه‌چیز را از دست داده‌اند. بنابراین طبیعی است که برنامه بخواهد حتی بعد از پایان مسابقه هم از این شخصیت‌ها استفاده کند و زوایایی را نشان بدهد که در جریان بازی فرصت دیده شدن نداشته‌اند.

به همین دلیل تیتراژ پایانی «شاه‌گل» را نمی‌توان یک ضمیمه ساده برای پایان قسمت دانست. این بخش عملا تبدیل شده به یک فضای روایی اضافه؛ چیزی شبیه یک اتاق پشتی که بعد از تمام شدن مسابقه اجازه می‌دهد کمی بیشتر در جهان برنامه بمانیم. اتفاقات اصلی تمام شده‌اند، اما هنوز چیزهایی برای دیدن وجود دارد. مخاطب ممکن است فکر کند برنده مشخص شده، بازی تمام شده و داستان بسته شده است، اما برنامه هنوز چند برگ دیگر برای رو کردن دارد.

جالب‌تر اینکه این شیوه ریتم تماشای برنامه را هم تغییر می‌دهد. معمولا مخاطب با شروع تیتراژ ناخودآگاه آماده خروج می‌شود، اما وقتی می‌داند تصاویر تازه‌ای قرار است نمایش داده شود، دیگر تیتراژ را صرفا مزاحم رسیدن به پایان نمی‌بیند. برعکس خودش تبدیل به بخشی از چیزی می‌شود که نباید از دست داد. شاید یک واکنش کوتاه، یک دیالوگ، یک اتفاق پشت صحنه یا تصویری از بازیکنان چیزی باشد که در قسمت بعد هم در ذهنمان بماند.

این همان خلاقیتی است که «شاه‌گل» در استفاده از تیتراژ به خرج می‌دهد؛ تیتراژی که به جای بستن درهای برنامه، یک در دیگر باز می‌کند. سازندگان به جای اینکه پایان هر قسمت را نقطه بگذارند از آن یک ویرگول ساخته‌اند. مخاطب هنوز در فضای برنامه است، اما حالا اطلاعات تازه‌ای دریافت می‌کند؛ اطلاعاتی که شاید در مسابقه جایی برایشان وجود نداشته و حالا فرصت نمایش پیدا کرده‌اند.

این ایده البته از «شاه‌گل» بی‌سابقه نیست. در «گل یا پوچ» هم نشان داد تیتراژ می‌تواند بخشی از تجربه تماشای اثر باشد و صرفا فهرستی از نام‌ها نباشد. اما «شاه‌گل» از همان ایده استفاده کرده تا جهان خودش را کمی بیشتر گسترش دهد. تفاوت در همین جزئیات است: اینجا تیتراژ فقط قرار نیست سرگرم‌کننده باشد، بلکه قرار است چیز بیشتری درباره آنچه دیده‌ایم به ما بگوید.

شاید بتوان گفت «شاه‌گل» حتی برای تمام کردن قسمت‌هایش هم عجله ندارد. مسابقه تمام شده، نتیجه مشخص شده و برنده و بازنده را می‌شناسیم، اما هنوز قرار نیست از این جهان خارج شویم. برنامه چند دقیقه بیشتر ما را نگه می‌دارد تا چیزهایی را ببینیم که در جریان مسابقه فرصت دیده شدنشان را نداشتیم. همین چند دقیقه اضافه باعث می‌شود پایان هر قسمت حس یک خروج ناگهانی نداشته باشد؛ انگار هنوز چیزی از این آدم‌ها و این بازی باقی مانده که باید کشفش کنیم.

این شاید یکی از آن جزئیات کوچکی باشد که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، اما در تجربه کلی تماشای «شاه‌گل» تاثیر خودش را می‌گذارد. برنامه‌ای که برای بازی ساده‌ای مثل گل یا پوچ این‌همه شخصیت، فضا و جزئیات ساخته، طبیعی است که حتی برای خداحافظی با مخاطب هم به یک روش معمول اکتفا نکند.

پس اگر در پایان قسمت بعدی «شاه‌گل» تیتراژ شروع شد، صفحه را نبندید. شاید برنامه تازه دارد چیز جالب دیگری برای گفتن رو می‌کند.

 



سایت توسعه برند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا