معمای «سیلورادو EV»؛ وقتی یک پیکاپ آمریکاییِ بینقص، کسی را برای خرید ندارد!

من با خودروی پیکاپ پدرم، شورولت S-۱۰، بزرگ شدم، اما صادقانه بگویم، من از آن دسته آدمهایی نیستم که عاشق خودروهای باربری و پیکاپ باشند؛ من عاشق هاچبکها هستم. اما بعد از یک روز رانندگی با شورولت سیلورادو EV در خیابانهای دیترویت، متوجه شدم که شاید این خودرو بتواند حتی یک «پیکاپباز» واقعی هم از دل من بیرون بکشد!
یک ترکیب رویایی در کالبد یک خودرو
سیلورادو EV تقریباً مثل یک خودروی سواری روان حرکت میکند، اما با تمام ویژگیهای یک غول واقعی: یک جعبه بار (Bed) عظیم، یک صندوق جلو (Frunk) بسیار وسیع که چندین ساک مسافرتی را در خود جا میدهد، و کابینی که فضای پای آن برای پاهای بلند من کاملاً کافی است. این خودرو میتواند در صورت بروز بحران (مثل طوفان)، برق خانهی شما را تأمین کند، بار سنگین بکشد و با قابلیت رانندگی بدون دست (Super Cruise)، در بزرگراهها حرکت کند. علاوه بر این، با هر بار شارژ بیش از ۶۴۰ کیلومتر (۴۰۰ مایل) پیمایش دارد. اینها دقیقاً همان چیزهایی است که یک عاشق پیکاپ آمریکایی آرزویش را دارد.
اما با وجود تمام اینها، سیلورادو EV در نمایشگاهها نمیچرخد! جیام (GM) سال گذشته تنها حدود ۱۴ هزار دستگاه از آن را در آمریکا و کانادا فروخته است؛ در حالی که مدلهای بنزینی سیلورادو، ۱۰ برابر این مقدار را در یک فصل میفروشند. من واقعاً گیج شدهام؛ جیام شاید کاملترین پیکاپ الکتریکی آمریکا را ساخته باشد، اما کسی آن را نمیخرد!
فهرست مطالب
طراحی؛ بازگشت به خاطرات یا یک انتخاب بحثبرانگیز؟
شاید مشکل از ظاهر باشد؟ در نگاه اول، سیلورادو EV یادآور مدل قدیمی «شورولت آوالانچ» است. مانند آوالانچ، این مدل نیز چهار در دارد، ارتفاع کمتری در قسمت بار دارد که میتواند به کابین متصل شود، و یک المان طراحی «بادبانی» بین کابین و بار دارد که به کاهش نیروی پسا (Drag) کمک میکند. طراحی آن بد نیست، اما شاید برای کسانی که به دنبال ظاهر کلاسیکتر هستند، چندان جذاب نباشد.
در داخل کابین، با دنیایی از نمایشگرهای شفاف و سیستم اطلاعات و سرگرمی گوگل (Google-powered) روبرو میشوید که بسیار پاسخگو است. نکته مثبت این است که شورولت هنوز یادش هست چگونه دکمههای فیزیکی برای تنظیم دما و صدا بسازد!
جادوی رانندگی بدون دست (Super Cruise)
یکی از نقاط قوت اصلی این خودرو، سیستم Super Cruise است. این سیستم رانندگی پیشرفته (سطح ۲)، رانندگی در ترافیک سنگین دیترویت را به تجربهای نسبتاً بدون استرس تبدیل کرد. البته سیستم بینقص نیست؛ در یک لحظه، خودرو تقریباً با یک تریلر برخورد کرد که احتمالاً به دلیل کثیف بودن بدنه تریلر، رادار دچار خطا شده بود. اما در مجموع، کارکرد سیستم و مدیریت انرژی توسط باتری غولپیکر ۲۰۵ کیلووات ساعتی، رانندگی را بسیار نرم و لذتبخش کرده است.
پس چرا فروش آن پایین است؟
برخی قیمت بالا را عامل میدانند، اما من با این نظر موافقم نیستم. میانگین قیمت خرید پیکاپهای فولسایز حدود ۶۶ هزار دلار است، در حالی که قیمت پایه نسخه LT سیلورادو EV بسیار نزدیک به این رقم است. برخی هم به کاهش ۶۰ درصدی بُرد (Range) هنگام یدککشیدن اعتراض دارند، اما طبق آمار، ۷۵ درصد مالکان پیکاپها در سال تنها یکبار از قابلیت یدککشی استفاده میکنند.
به نظر میرسد مشکل اصلی، «لختی و مقاومت در برابر تغییر» در بازار پیکاپ است. خریداران بالقوه هنوز از نگرانیهایی مثل بُرد باتری و ایستگاههای شارژ میترسند. این ترس باعث شده که خودروهای الکتریکی، بهویژه پیکاپها، با سرعت بسیار کندی وارد بازار شوند.
آیندهای روشن با باتریهای جدید؟
امیدواریها بر این است که جیام با معرفی نسل جدید باتریها (LMR) در سالهای آینده، بتواند قیمت را حدود ۶۰۰۰ دلار کاهش دهد و همزمان بُرد خودرو را حفظ کند. اگر قیمت به سطح مدلهای بنزینی برسد، احتمال خرید این خودرو برای من هم بسیار بالا میرود. تنها مشکل من این است که این خودرو برای گاراژ قدیمی من خیلی بزرگ است؛ و شاید برای خرید چنین خودرویی، نیاز به خرید یک خانه بزرگتر داشته باشم… که البته این خودش یکی از همان ویژگیهای سنتی و آمریکایی است!

