حمید نعمتالله مجنون است و جنون به جانِ تماشاگر میاندازد

اکران«بت» هفتمین فیلم بلند سینمایی ساخته حمید نعمت الله از هفته گذشته در سینماهای کشور آغاز شده. نمایش این فیلم با بازی لیلا حاتمی، محمدرضا فروتن و نوید پورفرج واکنش های متفاوتی در میان منتقدان به راه انداخته است. نوشته ایی درباره این فیلم بخوانید.
همشهری آنلاین، پویان عسگری: آه از این سرمای جانسوز! آه از این قساوتِ جمعی! آه از این طبیعت سرد و بیرحم و خاموش! آه از این هوای ناجوانمرد! و آه از غم تنهایی! که چه بلا دردی است غمِ ویرانگر تنهایی.
حمید نعمتالله مجنون است و جنون به جانِ تماشاگر میاندازد. دیوانگیاش اصالت دارد و در بهترین فیلمهایش تماشاگر را پریشان میکند. نوعی روحیه مازوخسیتی که فیلم به فیلم بیشتر شده است. “آرایش غلیظ”، “رگ خواب” “شعلهور”، “قاتل و وحشی” و حالا “بُت”. “بت” یک فیلم عادی نیست، اثر هنریای است عمیقا تاریک و موحش که در کُنام جنونِ خالقش جان میگیرد. شاید “بت” در میان پنج فیلم نامبرده بهترین نباشد اما حتما جزو گستاخترینهاست. ضد میانمایگی فرهنگی زمانه، ضد شناعتی به نام “ابتذال جمعی” و ضد مُدهای بزک شده امروز با همه مَجازهای بیشمارش. نعمتالله روی همه اینها بالا میآورد!
“بت” فیلمی پیشرو و متعلق به آینده است و پدر تمام فیلمهای خلاقانهی وحشی در سالهای آینده خواهد بود. فیلم در دورانی که فرهنگ عامه در ایرانِ معاصر واجد تغییرات بسیار جدی شده و سینمای ایران در حال پوست انداختن اساسی است، دست به انتحار و انقلاب زیباشناختی میزند. ضد چهارچوب اخته و پاستوریزه فیلم ایرانی در دو دهه اخیر. نعمتالله مانند آدمی عاصی از همه چیز و همه کس، بیحوصله و بیزار و بیقرار است. او الههای زیبا به نام لیلا (با بازی درخشان لیلا حاتمی) خلق میکند و مجوعهای از افراد شرور و رذل را همچون انسانیهایی مسخشده و طمعکار به جانِ الهه داستاناش میاندازد.
“بت” فیلمی مهیب است. سرکش، خشن و صد البته بسیار افسرده. تجربه تماشایش دلخراش و آزاردهنده است و البته که این امتیازِ بزرگ فیلم است. فیلم به قصد آزار روان تماشاگر ساخته شده. همانند “تنگنا” امیر نادری به سگ هاری میماند که از کنترل خارج شده. جانکاه و دردناک است تماشای چنین فیلم زیبایی. جانفِشانی لیلا حاتمی باعث خلق یک زن غریب میشود. شبیه به “لیلیث” شاهکار رابرت راسن. حاتمی همانند جین سیبرگ هم زیبایی اشرافی دارد و هم لحظه به لحظه بیشتر پژمردگی یک جان زیبا را نمایش میدهد. بازی درجه یک حاتمی چیزی است میان جنون و نبوغ. و چهارمین تجربه همکاری نعمتالله و لیلا حاتمی در “بت” همچون پُتک عمل میکند. نعمتالله با کارگردانی درخشانش بر سر تماشاگر میکوبد و لیلا حاتمی همچون ملکهای معصوم که از تختاش رانده شده، کَر از عالمِ بیمعرفت، از ته قلبش رفته رفته میسوزد و آب میشود.
“بت” به تماشاگرش احساس ترس و دلهره و ناامنی میدهد. چه چیزی تلختر از استثمار یک آدم معصوم؟ چه چیزی ترسناکتر از نمایش گروهی رذل و بیمروت و نامَرد؟ و چه چیزی مخوفتر از عجزِ قیصر در مواجهه با برادران آبمنگل؟ حین تماشای فیلم بارها غُصه خوردم که چرا هنوز “قاتل و وحشی” امکان نمایش عمومی پیدا نکرده؟! اگر “قاتل و وحشی” را دیده بودیم قضاوت دقیقتری از “بت” میداشتیم. حیف و صد افسوس که علاقهمندان سینمای نعمتالله هنوز امکان تماشای فیلم افسارگسیخته قبلیاش را پیدا نکردهاند.
گروه بازیگری فیلم در کنار فیلمبرداری و موسیقی میدرخشند. قصه آنقدر سریع و بیمحابا پیش میرود و پلات آنقدر شتابان گسترش مییابد که به سرعت همه را به جانِ تبدارِ هم میاندازد. فیلمی برای آدمهای باهوش و دلشکسته. با ریتمی مناسب ورای فهم و درک تماشاگر میانمایه. تماشای “بت” مناسب همه نیست. این فیلمی است برای امروز و برای آیندگان. الهامبخشِ فیلمهای عجیبتری که در آینده در سینمای ایران ساخته خواهند شد.

“بت” از تاریخ سینما می گیرد و به تاریخ سینما پس میدهد. و البته وهم و پلشتی و وحشت زمانهاش را هم در هم میآمیزد و در کام تماشاگرش بطئی چونان زهر مینوشاند. علاوه بر فیلم “آنها به اسبها شلیک میکنند، مگر نه؟” سیدنی پولاک، تماشای “بت” شاید شبیه به تماشای “انزجار” پولانسکی هم باشد؛ دو زن که به تدریج تعادل روانی خود را بخاطر توحش اطرافیانشان از دست میدهند. ادای دینها به تاریخ سینمای ایران بیشمار است و معنادار. زیباترینش احضار “دلشدگان” علی حاتمی است و شنیدن نوای “یارُم به یک لا پیرهن…” با صدای غمینِ محمدرضا شجریان، پسزمینه زیبای کوه و صورتِ بیآلایش و بیآرایش کاراکتر لیلا. “بت” از بهشت تا جهنم را طی کرده و در پایان همه چیز را در تباهی و سیاهی ماخولیاییاش غرق میکند. یک فیلم ماندگارِ دیگر در کارنامه پربار نعمتالله. در زمانهای که همگان (به مانند کبکهای سر در برف فرو کرده) مشغول سریالسازی بیخطر هستند، نعمتالله کماکان فیلمِ هار و خطرناک میسازد. نترس و جسور. یک رامنشدهی واقعی که بیشک بهترین فیلمساز سینمای ایران در پانزده سال اخیر بوده. یک تجربهگرای واقعی. او مهمترین فیلمساز زمانه ماست و “بت” اثری است هولناک و تکاندهنده که قلوبِ شکستهی زمانهاش را لمس میکند.
