رشد چشمگیر خاورمیانه در مصرف و تولید گاز طبیعی تا سال ۲۰۳۰
به گزارش مجله تیتر ۱۲ به نقل از برنا، رشد مصرف گاز در کشورهای OECD به ویژه در آمریکای شمالی زیاد نبوده، افزایش راندمان و رشد کم جمعیت، رشد مصرف گاز ۰.۵ درصدی را برای هر سال در این کشورها رقم زده است. کشورهای غیر OECD با رشد متوسط سه درصد در سال، ۸۰ درصد مصرف گاز در جهان را تا سال ۲۰۳۰ شامل می شوند. رشد مصرف گاز در کشورهای غیرOECD به دلیل رشد اقتصادی، صنعتی شدن، خط مشی های صنعتی و توسعه بخش نیرو و منابع بومی است.
خاورمیانه دومین مصرف کننده بزرگ گاز طبیعی تا سال ۲۰۳۰ است. سهم این ناحیه در مصرف جهانی از پنج درصد در سال ۱۹۹۰ و ۱۲ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۱۷ درصد در سال ۲۰۳۰ خواهد رسید و افزایش سهم آن در تولید جهانی از ۱۵ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۱۹ درصد در سال ۲۰۳۰ برآورد شده است.
۴۰ درصد سهم افزایش مصرف گاز در کشورهای غیرOECD مربوط به برزیل، روسیه، هند و چین BRICs است. بیشترین رشد مصرف گاز برای کشور چین با رشدی حدود ۷.۶ درصد برای هر سال، سپس هند ۴.۷ درصد در هر سال و برزیل ۴.۶ درصد در هر سال پیش بینی می شود که به وسیله تولید بومی و واردات تأمین می شوند. فعالیتهای صنعتی ۵۰ درصد و بخش نیرو ۲۹ درصد از رشد مصرف گاز را دربردارند.
به طور کلی، گاز طبیعی رشد سریعی در میان سوختهای فسیلی در تولید نیرو داشته است و در سالهای آتی نیز افزایش خواهد یافت بطوریکه از ۳۰ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۳۷ درصد در سال ۲۰۳۰ می رسد. سهم گاز طبیعی در تولید برق از ۲۰.۵ درصد به ۲۲ درصد افزایش می یابد.
برای تولید نیرو، گاز طبیعی از زغال سنگ ارجحتر است، به دلیل اینکه نشر دی اکسید کربن ناشی از سوخت گاز طبیعی نصف زغال سنگ و همچنین تولید سولفور آن تقریباً صفر است. در کشورهای OECD انتظار می رود برای تولید نیرو به دلیل افزایش قیمتهای کربن و همچنین وجود محدودیت هایی جهت نصب و انعقاد قرارداد راه اندازی تأسیسات جدید، گاز جایگزین زغال سنگ شود. جایگزینی گاز با زغال سنگ در اروپا به دلیل اینکه قوانین و آئین نامه ها پیشرفته تر است، محتمل تر است. برآورد شده است که مصرCNG برای حمل و نقل تا سال ۲۰۳۰ تنها ۲ درصد در تامین سوخت حمل و نقل جهانی سهم داشته باشد.
تحلیل عوامل افزایش رشد تقاضای گاز طبیعی
در بلند مدت، همراه با رشد جمعیت و رشد اقتصادی مصرف گاز طبیعی زیاد می شود، خط مشیهای زیست محیطی، کارآیی انرژی، تغییرات تکنولوژیکی و قیمتهای گاز طبیعی و منابع انرژی جایگزین نیز بر مصرف گاز تأثیر می گذارند. در کوتاه مدت با توجه به شرایط آب و هوایی، فعالیتهای اقتصادی و تغییرات قیمت گاز، مصرف تغییر می کند. در صورتیکه در اواسط قرن جمعیت جهان به ۹ میلیارد نفر برسد، اگر اقتصاد از الگوهای توسعه اقتصادی قدیمی بهره ببرد، تقاضای انرژی ۲ و یا ۲ برابر خواهد شد. از چین گرفته تا برزیل میلیونها نفر در حال خرید اولین ماشین، تلویزیون و یخچال هستند و دولتها در حال تخصیص انرژی به مناطق محروم هستند. هنوز حدود ۱.۴ میلیارد نفر در دنیا به برق دسترسی ندارند.
برای کاهش رشد فزاینده تقاضای انرژی باید سرمایه گذاری عظیمی در زمینه تمامی منابع انرژی از جمله نفت و گاز طبیعی، انرژی هسته ای، خورشیدی و باد انجام شود. بر اساس گزارش آژانس بین المللی انرژی، در حدود ۳۸ تریلیون دلار سرمایه گذاری در بخش زیربنایی انرژی جهان تا سال ۲۰۳۵ مورد نیاز است که میانگین هفتگی آن حدود ۳۰ میلیارد دلار است. ضمناً افزایش جمعیت و تقاضای بیشتر منابع طبیعی سبب افزایش فشارهای محیطی می شود. گرم شدن زمین یک حقیقت انکار ناپذیر است که همه به دنبال روشی برای مقابله با این پدیده هستند.
شرکت شل معتقد است که تا سال ۲۰۵۰ حدود ۳۰ درصد از کل انرژی موردنیاز از منابع تجدیدپذیر تأمین خواهد شد. هم اکنون این مقدار تنها ۱۳ درصد است. این افزایش سهم با موانع مالی و تکنیکی مواجه خواهد شد و همچنین این موضوع را متذکر خواهد شد که سوختهای فسیلی و هسته ای همچنان در آینده استفاده خواهند شد؛ بنابراین باید برنامه ریزی صحیحی برای انرژی در آینده تدبیر شود.

ضرورت برنامه ریزی در حوزه انرژی
برنامه ریزی صحیح برای تأمین تقاضای انرژی در آینده یکی از مهمترین چالشهایی است که در حال حاضر با آن مواجه هستیم. این موضوع از این جهت که باید مسائل مربوط به سیاست، جغرافیا و صنعت به طور همزمان مدنظر قرار گیرند، بحث برانگیز است. مبحث انرژی در تمامی وجوه زندگی مدرن و در تهیه ملزومات اولیه بشر مانند آب و غذا حائز اهمیت است. در حال حاضر جمعیت جهان حدود هفت میلیارد نفر است و با رشد جمعیت، به حدود ۹ میلیارد نفر در اواسط قرن خواهد رسید. در این صورت، اهمیت گاز طبیعی در شرایط بحرانی انرژی بیشتر نمایان خواهد شد.
نقش کلیدی گاز طبیعی در آینده انرژی
با توجه به این که توسعه منابع گاز طبیعی کافی نیست، اما همچنان گاز طبیعی نقش مهمی در تأمین تقاضایعی، به عنوان تمیزترین سوخت فسیلی می تواند آثار زیست محیطی مصرف انرژی در دنیا را کاهش دهد. جایگزینی زغال سنگ با گاز طبیعی سریعترین و ارزانترین روش کاهش انتشار گاز دی اکسید کربن در نیروگاهها در سالهای آتی است.
در میان سوختهای انرژی زا، ذغال سنگ عامل انتشار ۴۴ درصد گاز دی اکسید کربن در سال ۲۰۱۰ است. زغال سنگ تولید کننده انرژی در بسیاری از کشورها می باشد، به عنوان مثال در چین حدود ۷۰ درصد انرژی از زغال سنگ تولید می شود . تا سال ۲۰۲۰ افزایش گاز دی اکسید کربن منتشر شده از سوخت زغال سنگ نیروگاهها در کشورهای چین و هند حدود ۲ برابر افزایش گاز منتشر شده در قسمت حمل و نقل در کل جهان خواهد بود.
گاز طبیعی سریعترین روش برای کاهش انتشار گاز دی اکسید کربن است، زیرا انتشار این گاز در نیروگاه های مدرنی که با گاز طبیعی کار می کنند نصف نیروگاه های مدرن زغال سنگی و ۳۰ درصد نیروگاه های زغال سنگی قدیمی است که هنوز هم صدها مورد از آنها در آسیا، اروپا و آمریکا وجود دارد. گاز طبیعی همچنین باعث کاهش آلاینده هایی همچون اسید نیتروژن، اکسید سولفور و ذراتی می شود که به سلامت انسانها آسیب می زند.
نیروگاه هایی با سوخت گاز به راحتی روشن و خاموش می شوند و این شرط ایده ال و لازم برای نیروگاه های ترکیبی است که متناوب با منابع انرژی دیگر همچون باد، خورشید و منابع تجدیدپذیر کار می کنند؛ هرچند نیروگاه هایی که سوخت آنها گاز طبیعی است، نسبت به موارد دیگر سریعتر نصب می شوند و ارزانتر هستند.
بسیاری از کارشناسان در حال حاضر با مزایای گاز طبیعی آشنا شده اند و در حال حاضر در حال توسعه آن هستند. از این رو بر طبق سناریوی گاز IEA بین سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۳۵ تقاضای IEA تقاضای جهانی گاز تا ۶۰ درصد افزایش می یابد؛ این رشد در بعضی مناطق ممکن است بیشتر باشد مثلاً در خاورمیانه تا ۲ برابر و در چین تا هشت برابر رشد داشته باشد.
تحول در تأمین گاز
توسعه سریع LNG: خوشبختانه منابع گاز زیادی در اطراف ما وجود دارد. کل مقدار گاز قابل بازیافت در جهان بر مبنای مقدار فعلی تولید، به اندازه ۲۵۰ سال کافی است. دو روند برای گاز در حال حاضر و آینده محتمل تر است. یکی از آنها توسعه چشمگیر بازار جهانی LNG است. تنها در دو سال گذشته ظرفیت مایع سازی حدود ۴۰ درصد افزایش داشته است. قطر به عنوان بزرگترین تامین کننده LNG، سهم قابل ملاحظه ای در این رشد داشته و دارای یک چهارم ظرفیت کل جهان است. قطر در سال ۲۰۱۱ با نصب واحد بزرگ دیگری، صادرات خود را به ۷۷ میلیون تن در سال رساند. توسعه LNG در دهه بعدی نیز ادامه خواهد داشت.
به طور کلی تولید LNG در دهه اخیر به طور سالانه ۶ درصد رشد می کند و پیش بینی می شود بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ واحدهای جدیدی احداث شوند که بیش از سه چهارم آن به بازارهای آسیا تعلق دارد.
نوآوری به یافتن منابع جدید گاز در سالهای آتی کمک می کند. یک نمونه از این موارد تاسیسات عظیم شناور است که گاز طبیعی را در دریا تولید و مایع می کند. رشد تولید LNG تا سال ۲۰۳۰$ ۴.۴ درصد در هر سال پیش بینی می شود که بیش از ۲ برابر بیشتر از تولید گاز جهانی است. سهم تولید LNG از ۹ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۱۵ درصد در سال ۲۰۳۰ افزایش می یابد. در اروپا سهم واردات LNG از ۳۰ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۴۲ درصد در سال ۲۰۳۰ می رسد و در کشورهای غیر OECD آسیا، رشد تقاضای گاز LNG در چین و هند است.
دومین روند افزایش منابع گاز، بهره برداری از گاز مخازن با نفوذپذیری بسیار کم است که به وفور یافت می شوند. در سالهای گذشته تصور می شد که دسترسی به این نوع گاز به سختی و با هزینه بالا امکانپذیر است، اما پیشرفت عظیمی در حفاری و شکستن مخازن به منظور آزاد کردن گاز، بهره برداری از این نوع مخازن را به صرفه و ایمن کرده است. در چین منابع این نوع گاز بسیار فراوان است. بنابر گزارش اعلام شده سازمان اطلاعلات انرژی آمریکا، منابع گاز قابل برداشت شیلی چین حدود ۵۰ درصد بیشتر از آمریکاست.
بازارهای جدید گاز
تحول در عرضه گاز، بازارهای جدیدی برای گاز ایجاد کرده است. برای نمونه، گاز طبیعی یک منبع تمیزتر برای تولید برق دنیای کوچک اما رو به رشد ناوگان حمل و نقل برقی و همچنین بازار روبه رشدی برای LNG به منظور تأمین سوخت وسایل نقلیه سنگین همچون کامیونها، کشتیها و قطارهاست. علاوه بر آن به کاهش انتشار دی اکسید کربن و همچنین به کاهش انتشار اکسید سولفور و ذرات معلق تولید شده از وسایل نقلیه به خصوص در آسیا کمک می کند. شرکت شل، LNG مورد نیاز کامیونهای فعال در بخش غربی کانادا از کلگری تا ادمونتون را تهیه کرد و نتایج حاصله نشان داد که تا ۱۹ درصد انتشار گازهای گلخانه ای کاهش یافته است. همچنین LNG می تواند به عنوان جایگزینی برای سوخت موتورهای دیزلی در آمریکای شمالی یا هر جای دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
پایان
