مردمسالاری دینی چگونه در خیابان معنا شد؟

۱۲:۱۵ – ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵
باشگاه خبرنگاران جوان – شاید برخی گمان کنند حضور مستمر این شبهای وطنپرستان در خیابان، یک واکنش مقطعی یا یک تاکتیک گذراست؛ اما اگر کمی به عقب بازگردیم، میبینیم که این حضور، ریشه در یک «مدل حکمرانی» دارد که قدمت آن به دههها قبل برمیگردد. در واقع، قدرت اجتماعی مردم و بهرهبردن حکومت از آن امر جدیدی نیست و مربوط به قرنها پیش است. ماجرا این نیست که حکومتی بخواهد به زور و با اهرم مردم بماند؛ ماجرا اینجاست که در تفکر اصیل ایرانی-اسلامی، «قدرت» بدون «اراده و حضور مردم» هم غیرممکن است و هم بیمعنا. اساساً ایده «حکمرانی از پایین» داستانی است که از خانه امام علی(ع) در مدینه شروع و تا خیابانهای تهران کشیده شد.
حضور خودجوش مردم در خیابان پس از دستگیری امام
امام خمینی (ره) نهضت خود را نه بر پایه کودتای نظامی بنا کرد و نه بر اساس زد و بندهای سیاسی و التماس به این دولت و آن حکومت خارجی. او از همان خرداد سال ۱۳۴۲، بعد از ایمان به خدا روی «ظرفیت اجتماعی» مردم حساب باز کرد. وقتی در پانزده خرداد ۴۲، خبر دستگیریاش پخش شد، تودههای مردم در شهرهای مختلف از جمله قم و تهران بودند که با دست خالی کفن پوشیدند و به خیابانها آمدند. آنها هیچ سازماندهی نظامی نداشتند، اما یک اراده و ایمان عجیب و غریب و کمنظیری حاکم بود. در سوی دیگر رژیم پهلوی شوکه شده بود. آنها گمان میکردند با تیراندازی و کشتار هزاران نفر میتواند این شعله را خاموش کند، غافل از اینکه دیگر دیر شده و بذر یک حضور مستمر کاشته شده بود، بیراه نیست که بگوییم همین پشتوانه مردمی آنها را جنایت علیه جان حضرت امام ترساند.
این حضور خیابانی در همه سالهای تبعید امام به فراخور شرایط اتفاق افتاد و در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی منجر شد.
نقطهزنی با مردم یک روز قبل از ۲۲ بهمن
اوج تجلی این مدل، در روزهای سرنوشتساز بهمن ۵۷ رخ داد. در ۲۱ بهمن، رژیم پهلوی برای آنکه آخرین شانس خود را امتحان کند، اعلام حکومت نظامی کرد. هدف این بود که خیابانها را از مردم تخلیه کنند تا توپ و تانکهایشان بتوانند با خیال راحت به سمت مراکز حساس حرکت کرده و کودتا کنند. حتی بسیاری از یاران نزدیک امام که نگران قتلعام مردم بودند، توصیه میکردند که مردم به خانهها بروند؛ اما امام با همان درک عمیقی که از قدرت حضور مردم داشت، گفت: «مردم در خیابانها بمانند.» با این دستور، «ظرفیت اجتماعی» به مصاف «قدرت نظامی» رفت. مردم به جای فرار، سنگر بستند، تانکها را در محاصره انسانی قرار دادند و بدنه ارتش را در خود ذوب کردند. آنجا بود که ثابت شد تانک و مسلسل در برابر اراده ملتی که محکم در خیابان ایستاده، هیچ حرفی برای گفتن ندارد.
فرمولهشدن ظرفیت اجتماعی
پس از پیروزی انقلاب، این مدل «حضور مردمی» نباید رها میشد؛ چراکه بقای حکومت جدید قرار بود همچون مدل شکلگیری آن، مردممحور باشد. شکلگیری نهادی به نام «بسیج»، در واقع فرموله کردن و ساختارمند کردن همان ظرفیت اجتماعی بود. بسیج یعنی اینکه همان مردمی که در ۲۱ بهمن ۵۷ خیابان را سنگر کرده بودند، حالا در قالب یک تشکل منسجم، حافظ دستاوردهای خود باشند. این مدل، در طول دهههای بعد، به دفعات آزموده شد. در سال ۷۷ و فتنه تیرماه ۷۸، زمانی که آشوبها داشتند شعلهور میشدند، باز هم این حضور خودجوش مردم در ۲۳ تیر بود که غائله را ختم کرد. ده سال بعد، در سال ۸۸، وقتی کشور ماهها درگیر فتنهای برنامهریزیشده بود، باز هم هیچ نیروی توپ و تنفگی نتوانست کار را تمام کند؛ تا اینکه روز ۹ دی فرا رسید. ۹ دی، تکرار همان ۲۱ بهمن بود؛ عاشورایی که مردم حس کردند هویت انقلاب در خطر است و به صورت سیلآسا به میدان آمدند. در واقع، این هنر مردمان ایران است که در بزنگاهها، با حضور خود بساط فتنه را جمع کنند.
صادرات هویت اجتماعی
علیرغم تمام تلاشهای غرب برای سرکوب این قوای مردمی، نهتنها این ابتکار از بین نرفت که حتی دیگر منحصر به مرزهای ایران نماند و تفکری که امام خمینی بنا نهاد و بر حضور مردم تأکید داشت، به کشورهای دیگر صادر شد. امروز در عراق، «حشدالشعبی» دقیقاً با همین الگو و با فتوای مرجعیت شکل گرفت تا در برابر وحشیگری تروریستهای متخاصم بایستد. «زینبیون» در پاکستان، «فاطمیون» در افغانستان و نیروهای مردمی در سوریه، همگی شاخههایی از همان درختی هستند که ریشهاش در خاک پانزده خرداد ۴۲ است. اینها یعنی استفاده از ظرفیت اجتماعی حامیان حق برای تأمین امنیت و پیشبرد آرمانها.
رهبران ما همیشه میگفتند که اگر مردم پشتیبان نظام نباشند، این نظام ارزش ماندن ندارد. این تواضع و تعارف نیست؛ بلکه یک اصل سیاسی و اعتقادی است. حتی امام خمینی که مقام و جایگاه مؤثرش در انقلاب اسلامی با هیچکس قابل قیاس نیست، خود را خدمتگزار مردم مینامید و معتقد بود اگر روزی این ملت، به هر دلیلی، نخواهد مسیر را ادامه دهد، رهبری باید کنار بنشیند.
خیابان؛ سالن امتحان وطنپرستی
«خیابان» برای آدمحسابیهای ایران سنگر وفاداری به کشور است. ما یاد گرفتهایم که بهجای غرولند و تخریب و بهآتشکشیدن این و آن، امور کشور را با حضور فیزیکی و اراده جمعیمان پیش ببریم. مگر امداد غیبی چیست؟ همین حضور است که از آستین مردم بیرون میآید. جمهوری اسلامی بر شانههای همین مردمی ایستاده که میدانند هر وقت دشمن خواب کودتا یا فتنه میبیند، باید با قدمهای محکم خود در کف خیابان، آن خواب را پریشان کنند. این پیوند، پیوندی است که نه با گلوله سست میشود و نه با تبلیغات پرزرقوبرق؛ چراکه ریشه در باوری دارد که میگوید: «قدرت، امانتی است در دست حاکم، به شرط رضایت و حضور ملت.» و این است آن ظرفیت عظیم اجتماعی که ایران عزیز را در برابر لشکر پرشمار اپستین، مصون نگه داشته است.
منبع: فرهیختگان