کمپین برگر کینگ؛ خطوط کف دست مشتریان به تخفیف وپر تبدیل شد

برگر کینگ در پرو با کمپین خلاقانه «سرنوشت وپر» سراغ یکی از باورهای قدیمی درباره خطوط کف دست رفته و آن را به فرصتی برای دریافت تخفیف تبدیل کرده است. در این ایده، مشتریان عکس کف دست خود را ارسال میکردند تا یک فرد شناختهشده در حوزه کفبینی به دنبال حرف W، نماد وپر، در خطوط دست آنها بگردد.
به گزارش توسعه برند؛ برگر کینگ این بار برای فروش وپر سراغ تخفیفهای معمول نرفته و سرنوشت مشتریان را وارد ماجرا کرده است. کمپین «سرنوشت وپر» با همکاری آژانس MullenLowe SSP3 پرو، از یک باور رایج درباره خطوط کف دست الهام گرفته و آن را به یک تجربه سرگرمکننده برای مشتریان تبدیل کرده است.
در فرهنگ عامه پرو، این باور وجود دارد که خطوط کف دست افراد میتواند شکلی شبیه حرف «M» ایجاد کند و این حرف با سرنوشت آنها ارتباط دارد. برگر کینگ اما این روایت را تغییر داده و از مخاطبان خواسته به جای M، حرف «W» را پیدا کنند؛ همان حرفی که یادآور وپر است.
مکانیزم کمپین ساده اما کنجکاویبرانگیز است. مشتریان تصویر کف دست خود را ارسال میکردند و ال گران هاییمی، یکی از چهرههای شناختهشده حوزه علوم غیبی در پرو، خطوط دست آنها را بررسی میکرد تا ببیند آیا «W وپر» در سرنوشتشان دیده میشود یا نه.
«شاید سرنوشت همیشه میخواسته که وپر بخوری!»
جذابترین بخش ماجرا به میزان تخفیف برمیگردد. هرچه حرف W در کف دست واضحتر دیده شود، تخفیف بیشتری برای خرید وپر در نظر گرفته میشود و این تخفیف تا ۵۰ درصد میرسد. به این ترتیب، یک ویژگی کاملاً شخصی و تصادفی، به بخشی از بازی تبلیغاتی برگر کینگ تبدیل شده است.
“”توسعه برند را در اینستاگرام و تلگرام و لینکدین دنبال کنید””
این کمپین تلاش میکند مرز میان تبلیغ، سرگرمی و فرهنگ عامه را از بین ببرد. مخاطب فقط با یک پیام تبلیغاتی روبهرو نمیشود؛ بلکه کف دست خودش را وارد داستان میکند و منتظر میماند تا مشخص شود آیا وپر بخشی از «سرنوشت» او هست یا نه.
«این بار تخفیف را نمیشود فقط از روی قیمت پیدا کرد؛ باید اول ببینی وپر در کف دستت نوشته شده یا نه.»
برگر کینگ با این ایده، یک پیشنهاد فروش ساده را به تجربهای قابل مشارکت تبدیل کرده است؛ تجربهای که قابلیت مقایسه با دوستان، شوخی و انتشار در شبکههای اجتماعی را هم دارد. کمپین «سرنوشت وپر» در ۶ اوت ۲۰۲۶ معرفی شد.
در نهایت، ایده اصلی کمپین بیش از آنکه درباره کفبینی باشد، درباره تبدیل یک باور آشنا به زبان برند است؛ برگر کینگ به جای اینکه مستقیماً بگوید «وپر بخرید»، کاری کرده مخاطب خودش به دنبال دلیلی بگردد که شاید سرنوشت، او را به سمت این ساندویچ هدایت کرده باشد.

